روزنامه شرق نوشت: قطع ناگهانی گفتوگوی تلویزیونی محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی و رئیس هیئت مذاکرهکنندگان کشورمان در شامگاه سهشنبه، آن هم در حالی که این برنامه از پیش ضبط شده و پس از طی مراحل معمول تولید، برای پخش در اختیار سازمان صداوسیما قرار گرفته بود، به تازهترین و در عین حال پرحاشیهترین مناقشه درباره عملکرد رسانه ملی بدل شده است. این رخدادی که بیشک فراتر از یک تصمیم رسانهای یا اختلاف بر سر محتوای یک برنامه است، بار دیگر پرسشهایی جدی درباره حدود اختیارات مدیران صداوسیما، میزان پایبندی این سازمان به اصول حرفهای، امانتداری در بازتاب دیدگاه مقامات رسمی و نسبت آن با منافع و امنیت ملی را به کانون توجه افکار عمومی کشانده است.
اهمیت این ماجرا از آن رو دوچندان است که گفتوگوی رئیس مجلس در یکی از حساسترین مقاطع سیاسی و دیپلماتیک کشور، با هدف تبیین ابعاد تفاهم اخیر و تشریح روند مذاکرات انجام شده بود؛ اما توقف ناگهانی پخش آن نهتنها موجی از واکنشهای سیاسی، رسانهای و پارلمانی را برانگیخت، بلکه بار دیگر عملکرد رسانه ملی را در معرض نقدهای گسترده و پرسشهای بنیادین قرار داد.
قطع و سانسور مصاحبه قالیباف و واکنشها
گفتوگوی تلویزیونی محمدباقر قالیباف که با هدف تشریح آخرین تحولات مربوط به تفاهم اخیر و ارائه گزارشی از روند مذاکرات و پیگیریهای انجامشده تهیه شده بود، در حالی از صداوسیما پخش میشد که بهصورت ناگهانی متوقف شد. پس از آن نیز مشخص شد علاوه بر توقف پخش برنامه، بخشهایی از این گفتوگو نیز پیش از انتشار حذف شده است. براساس اطلاعات منتشرشده و بنا بر روایت خبرآنلاین، سازمان صداوسیما افزون بر حذف یک بخش حدود ۲۰دقیقهای از این گفتوگو، حدود ۵۵ ثانیه از سخنان رئیس مجلس را نیز سانسور کرده است.
قالیباف در این بخش که هرگز از رسانه ملی پخش نشد، با اشاره به انتقادها درباره برخی سازوکارهای اقتصادی و نفتی کشور گفته بود: «سؤال من این است که خریدهای قبلی این اقلام که در طول ۱۵ سال گذشته انجام میشده، از کجا بوده است؟ آیا السیِ اینها در لندن باز میشد یا نه؟ چرا امروز این موضوع محل بحث شده است؟». او سپس تأکید کرده بود: «چون نمیخواهند بپذیرند که صادرات نفت با مجوز اُفَک انجام میشود. این قدرت جمهوری اسلامی است؛ به آن افتخار کنید و پای آن بایستید. این سند شکست آمریکاست و ما با عزت آن را انجام دادیم». در پی این اتفاق، مرکز رسانه مجلس شورای اسلامی بامداد چهارشنبه با صدور اطلاعیهای، جزئیات بیشتری از ماجرا را تشریح کرد.
در این اطلاعیه آمده است گفتوگوی تبیینی رئیس مجلس، در اجرای دستور رهبر معظم انقلاب درباره پیگیری شروط تعیینشده در یادداشت تفاهم اسلامآباد، بیش از دو ساعت پیش از زمان پخش در اختیار سازمان صداوسیما قرار گرفته بود، اما این سازمان بدون اطلاع یا هماهنگی با مجلس، پخش برنامه را از میانه آن متوقف کرده است.
مرکز رسانه مجلس همچنین اعلام کرد بخشهای حذفشده صرفا به موضوع یادشده محدود نبوده و مباحث مهم دیگری از جمله پاسخ به ادعای بازرسی آژانس بینالمللی انرژی اتمی از سایتهای هستهای ایران، جزئیات پیگیری آزادسازی داراییهای بلوکهشده کشور، تشریح اعتبار ۳۰۰ میلیارد دلاری بازسازی مندرج در متن تفاهم، پاسخ به اظهارات دونالد ترامپ و نیز تبیین پیام راهبردی رهبر معظم انقلاب در ۲۸ خرداد را نیز در بر میگرفته است.
این اقدام با واکنش شماری از نمایندگان مجلس و فعالان سیاسی روبهرو شد. مجتبی زارعی، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، در یادداشتی با انتقاد شدید از عملکرد صداوسیما، این اقدام را «همسویی با روایت ترامپ در جنگ شناختی» توصیف کرد و مدعی شد «یک باند خودسر» در این سازمان، برخلاف مصالح کشور، اقدام به قطع سخنان رئیس مجلس کرده است. کامل نواب، دبیر کل جمعیت پیشرفت و عدالت نیز در واکنشی در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: در حالی که صداوسیما طی ماههای اخیر ساعتهای طولانی آنتن خود را در اختیار برخی چهرههای منتقد و مخالف قرار داده است، توضیحات رئیس مجلس درباره تفاهم اخیر را در مهمترین بخش آن متوقف میکند؛ موضوعی که به گفته او، پرسشهای جدی درباره رویکرد مدیریتی رسانه ملی ایجاد کرده است.
مخالفت با مذاکرات با چاشنی فوتبال
صداوسیما بار دیگر با اقدامی بحثبرانگیز، مخالفت خود با روند تفاهم ایران و آمریکا را اینبار در قالب یک برنامه ورزشی به نمایش گذاشت. در میانه برنامه «جام ۲۶» که به تحلیل دیدار برزیل و ژاپن در جام جهانی اختصاص داشت، ناگهان بخشهایی از سخنان رهبر شهید انقلاب در پنجم آذر ۱۴۰۱ درباره بیاعتمادی به آمریکا و بیثمربودن مذاکره پخش شد؛ سخنانی که در بستر سیاسی و امنیتی متفاوتی ایراد شده بود. این در حالی است که تفاهم اخیر تهران و واشینگتن با تصمیم کلیت نظام و رأی مثبت اکثریت اعضای شورای عالی امنیت ملی به دست آمده است.
منتقدان معتقدند بازپخش گزینشی این اظهارات، آن هم در فضایی کاملا نامرتبط، تلاشی برای القای تعارض میان روند مذاکرات کنونی و مواضع رهبری است. از نگاه آنان، صداوسیما با سیاسیکردن یک برنامه فوتبالی، بار دیگر نشان داد در مسیر مخالفت با روند مذاکرات، حتی از آنتن رویدادهای ورزشی نیز به عنوان ابزار روایتسازی سیاسی استفاده میکند و این در حالی است که تفاهم اخیر ایران و آمریکا با تأیید عالیترین سطوح نظام، از جمله موافقت رهبری و رأی مثبت ۱۲ نفر از ۱۳ عضو شورای عالی امنیت ملی، به تصویب رسیده است.
وقتی محتوای سخنان قالیباف، دلیل سانسور و قطع مصاحبهاش میشود
همانگونه که از مجموعه واکنشها و انتقادهای مطرحشده برمیآید، به نظر میرسد علت اصلی سانسور و توقف گفتوگوی ضبطشده محمدباقر قالیباف، بیش از هر چیز به محتوای سخنان او بازمیگردد. از نخستین روزهای برقراری آتشبس، امضای تفاهم اولیه میان رؤسای جمهوری ایران و ایالات متحده و آغاز مذاکرات در سوئیس، صداوسیما رویکردی آشکار در قبال این تحولات اتخاذ کرد و بخش قابل توجهی از آنتن خود را به دیدگاههای منتقدان و مخالفان روند مذاکرات اختصاص داد. در چنین فضایی، طبیعی بود تبیین مواضع رسمی از سوی رئیس مجلس شورای اسلامی و رئیس هیئت مذاکرهکننده ایران درباره ضرورت مذاکرات، تشریح مفاد تفاهمنامه و ترسیم چشمانداز گفتوگوهای پیشرو با آمریکا، با این رویکرد رسانهای همخوان نباشد. از همین منظر، بسیاری معتقدند جلوگیری از انتشار کامل این گفتوگو، بیش از آنکه یک تصمیم فنی یا حرفهای باشد، تلاشی برای جلوگیری از شکلگیری روایتی متفاوت در افکار عمومی و به چالش کشیده شدن روایتها و ادعاهای جریانهای منتقد مذاکرات بوده است.
نحوه برخورد صداوسیما با گفتوگوی رئیس مجلس شورای اسلامی، پرسشی اساسی درباره حدود امانتداری رسانهای و نسبت آن با منافع ملی پدید آورده است. اگر رسانهای که خود را «ملی» میخواند، روایت رسمی یکی از عالیترین مقامات کشور را بهطور کامل منتشر نکند، چگونه میتواند در میانه جنگ روایتها مرجعیت خود را حفظ کند؟ در شرایطی که نبرد شناختی به اندازه میدان دیپلماسی و امنیت اهمیت یافته، تبیین محمدباقر قالیباف میتوانست همزمان روایت جریانهای تندروی داخلی، فضاسازی آمریکا و عملیات روانی اسرائیل را با چالش جدی مواجه سازد و روایت رسمی جمهوری اسلامی را تقویت کند.
اتمام حجت با صداوسیمایی که شمشیر را از رو بسته است
در کنار آنچه گفته شد و در سطحی عمیقتر، متأسفانه سالهاست عملکرد سازمان صداوسیما، از کیفیت تولیدات و شیوه مدیریت آنتن تا رویکردهای خبری و سیاسی آن با نقدهای گسترده و مستمر روبهروست. این نقدها در جریان جنگ اخیر دیگر از سطح اختلافات جناحی فراتر رفته و به یکی از چالشهای اساسی حکمرانی رسانهای در کشور تبدیل شده است. از آغاز تجاوزات آمریکا و اسرائیل به کشور تاکنون، رسانه ملی نهتنها بخش مهمی از مرجعیت رسانهای خود را از دست داد، بلکه در رقابت روایتها نیز نتوانست اعتماد افکار عمومی را حفظ کند. در این میان، قطع ناگهانی گفتوگوی ضبطشده محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی و رئیس هیئت مذاکرهکننده ایران، نقطه عطفی در این روند به شمار میرود.
حذف بخشی از سخنان رئیس یکی از قوای سهگانه و توقف پخش برنامهای از پیش ضبطشده، دیگر صرفا یک خطای حرفهای یا کجسلیقگی رسانهای نیست، بلکه از وجود اختلالی ساختاری در نظام تصمیمگیری صداوسیما حکایت دارد. تداوم چنین رفتارهایی این برداشت را تقویت میکند که رسانه ملی بهجای ایفای نقش فراگیر و ملی، در چارچوب ملاحظات یک جریان سیاسی خاص عمل میکند و راهبرد حذف و سانسور را بر شفافیت و اقناع ترجیح میدهد. استمرار این رویکرد، افزون بر فرسایش اعتبار صداوسیما، در شرایط جنگ روایتها میتواند سرمایه اجتماعی، اعتماد عمومی و حتی منافع ملی را با آسیبهای جدی مواجه کند.
از همین رو، به نظر میرسد دیگر نمیتوان این سلسله رفتارها را به تصمیمهای فردی یا اشتباهات موردی مدیران شبکه و در نهایت برکناری آنها فروکاست. تکرار منظم و هدفمند چنین اقداماتی، از غلبه یک رویکرد مسلط و سازمانیافته بر ساختار مدیریتی صداوسیما حکایت دارد؛ رویکردی که اگر اصلاح نشود، نهتنها مرجعیت رسانهای این سازمان را بهطورکامل از میان خواهد برد، بلکه اعتبار نظام اطلاعرسانی رسمی کشور را نیز بیش از پیش با فرسایش مواجه خواهد کرد. از این منظر، پاسخگویی و بازنگری در سطوح عالی مدیریتی سازمان، دیگر یک مطالبه سیاسی یا جناحی نیست، بلکه ضرورتی در راستای صیانت از منافع ملی، بازسازی اعتماد عمومی و بازگرداندن رسانه ملی به جایگاه واقعی خود به عنوان رسانه همه ملت است.
محمد مهاجری: باید مدیریت صداوسیما عوض شود
پیرو نقدها و تحلیلها درباره قطع مصاحبه محمدباقر قالیباف، محمد مهاجری هم معتقد است: «ریشه این بحران را نباید صرفا در مدیریت سازمان صداوسیما جستوجو کرد، بلکه این مسئله را باید در چارچوب ساختار کلان حکمرانی رسانهای کشور بررسی کرد». این فعال رسانهای با بیان اینکه صداوسیما «جزئی از نظام حکمرانی کشور» است، باور و تأکید دارد: «صداوسیما را نمیتوان پدیدهای منفک از ساختار کلی مدیریت کشور دانست. تفاوت این سازمان با سایر بخشها در آن است که چون یک رسانه فراگیر است، ضعفهای حکمرانی در آن بسیار سریعتر و آشکارتر از سایر حوزهها خود را نشان میدهد. به همین دلیل افکار عمومی تقریبا بهصورت روزانه با کاستیهای آن مواجه میشود».
این فعال سیاسی اصولگرا ضمن اشاره به عملکرد مدیران سالهای اخیر افزود: «به اعتقاد من، صداوسیما دستکم در یک دهه گذشته، بهویژه در دوره دو رئیس اخیر، در پرهزینهترین و در عین حال کماثرترین وضعیت خود قرار گرفته است». جالب اینجاست که مهاجری، با وجود انتقادهای گسترده به عملکرد رئیس سازمان صداوسیما، خاطرنشان میکند: «شخص رئیس سازمان، مسئله اصلی نیست». به تعبیر او: «جبلی مقصر اصلی نیست و دلیلش آن است که اساسا او را مدیر تصمیمگیر صداوسیما تلقی نمیکنم». با چنین برداشتی، این روزنامهنگار اصولگرا تصریح میکند در صداوسیما، هرکسی صبح زودتر به محل کار برسد، تصمیم میگیرد چه چیزی روی آنتن برود و چه چیزی حذف شود. بنابراین سهم جبلی، اگر تقصیری متوجه او باشد، این است که مسئولیتی را پذیرفته که اقتدار و استقلال لازم برای اداره آن را ندارد».
مهاجری راهکار برونرفت از وضعیت کنونی را صرفا در تغییر مدیران خلاصه نمیکند و معتقد است: «باید اصلاحات ساختاری در دستور کار قرار بگیرد». به گفته او: «سران سه قوه باید با تدوین یک نقشه راه جامع، پیشنهاد اصلاح ساختار صداوسیما را به رهبر معظم انقلاب ارائه کنند تا امکان بازنگری در شیوه اداره این سازمان فراهم شود».
او همچنین با اشاره به اصل ۱۷۵ قانون اساسی تأکید کرد: «به نظر من، با استفاده از ظرفیت مجمع تشخیص مصلحت نظام، باید مجوزی برای اصلاح سازوکار اداره صداوسیما اخذ شود؛ زیرا مدل کنونی دیگر پاسخگوی نیازهای جامعه نیست». این روزنامهنگار «خصوصیسازی بخشی از ظرفیتهای رسانه ملی را یکی از مهمترین راهکارهای اصلاح وضعیت موجود دانست» و افزود: «صداوسیما امروز یکی از پرهزینهترین مجموعههای رسانهای منطقه است. اگر قرار بود این سازمان هزینههای خود را از محل درآمدهایش تأمین کند، با این شیوه اداره، قطعا امکان ادامه فعالیت نداشت.
بنابراین ایجاد شبکههای خصوصی در کنار رسانه ملی، ضمن کاهش بار مالی دولت، فضای رقابتی سالمی ایجاد میکند و کیفیت تولیدات را نیز ارتقا خواهد داد». مهاجری در پایان آمارهای رسمی درباره میزان مخاطبان صداوسیما را نیز محل تردید دانست و خاطرنشان کرد: «اعلام ارقامی مانند ۷۰ یا ۸۰ درصد مخاطب، بدون سنجشهای مستقل، فاقد اعتبار است. بهترین داور، افکار عمومی است و اگر یک نظرسنجی واقعی و بیطرفانه انجام شود، میزان رضایت مردم از عملکرد صداوسیما بهروشنی مشخص خواهد شد».
