🔴 غزه، یمن و آسیب پذیری ناوگان و پایگاههای آمریکا در منطقه، می تواند مانع شیطنت آمریکا شود.
✍️به قلم : اسدالله غلامپور
آیا دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا و مشاورانش استراتژی جامعی برای خاورمیانه دارند یا در تلاش هستند تا آتش هایی را که همچنان در منطقه شعله ور می شود خاموش کنند؟ این سوال مهمی است که با تصمیم اخیر کاخ سفید برای انجام حملات هوایی علیه حوثیهای متحد ایران در یمن، به دلیل نقش آنها در حملات به کشتیهای دریایی دریای سرخ و اسرائیل مطرح شده است. اما پاسخ به این سوال پیامدهایی فراتر از یمن خواهد داشت.
برخی از مفسران قبلاً با بداههگویی و هرجومرج خواندن سیاست خارجی ترامپ در قبال خاورمیانه، حکم خود را در مورد این سؤال صادر کردهاند. اما اگر یکی از محورهای سیاست ترامپ برای تضمین توافق هستهای با ایران و مهار نفوذ بد آن در منطقه را درک کند، اقداماتی که دولت ترامپ در قبال ایران، یمن، سوریه و لبنان انجام میدهد را میتوان به عنوان حمایت از این هدف محوری دانست. در مقابل، حمایت دولت ترامپ از تصمیم بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل برای از سرگیری جنگ در غزه، نابخردانه به نظر میرسد، زیرا خطر کاهش حمایت منطقهای را که ترامپ در مقابله با ایران به آن نیاز دارد، را کم میکند.

یمن: یمن هم اکنون مهمترین جبهه مقاومت علیه اسراییل است. به نظر می رسد حملات آمریکا علیه حوثی ها که در ۱۵ مارس آغاز شد، اهداف متعددی داشته باشد. هدف فوری این است که این گروه را وادار به توقف حملات خود به کشتیرانی و اسرائیل کند. پیت هگزث وزیر دفاع آمریکا در مصاحبه ای این هدف را بیان کرد و گفت: «وقتی حوثی ها حملات خود را متوقف کنند، ما نیز متوقف خواهیم شد». اما مقامات ایالات متحده همچنین تصریح کردهاند که ایران را – که حوثیها را مسلح و آموزش داده و اطلاعات مربوط به حرکت کشتیها را به آنها ارائه میکند – مسئول حملات حوثیها میدانند. خود ترامپ اخیراً هشدار داده است که اگر حوثیها از قدرت خارج نشوند، ایران میتواند بهایی از جمله حمله نظامی به خود ایران را بپردازد. موفقیت آمریکا در خاموش کردن موشکها و پهپادهای حوثی ها، تهدید حوثی ها را کاهش میدهد، زیرا از زمانی که حزبالله و حماس با آتشبس با اسرائیل موافقت کردند، حوثی ها، فعالترین گروه مقاومت، علیه منافع ایالات متحده و اسرائیل باقی ماندهاند، اگرچه جنگ حماس از آن زمان دوباره شعلهور شده است. قدرت نمایی ایالات متحده در برابر حوثی ها و هشدار به ایران مبنی بر اینکه می تواند، هدف بعدی باشد نیز به نظر می رسد با هدف تقویت خواسته ترامپ مبنی بر مشارکت تهران در مذاکرات بر سر برنامه هسته ای خود باشد. کمپین علیه حوثی ها کمی بیش از یک هفته پس از رد پیشنهاد ترامپ برای ورود به مذاکره توسط رهبر معظم انقلاب، صورت گرفت. این همچنین پس از تهدید هفته گذشته حوثی ها مبنی بر از سرگیری حملات علیه کشتی های اسرائیلی در دریای سرخ در تلافی قطع کمک های اسرائیل به غزه صورت می گیرد.
ایران،مذاکره یا خطر جنگ: حملات علیه حوثیها به هشدار ترامپ مبنی بر اینکه اگر هیچ پیشرفتی در توقف و عقبنشینی پیشرفتهای هستهای ایران حاصل نشود، به نظر میرسد این کشور را به آستانه تسلیحات هستهای رسانده است، آمریکا، اسرائیل یا هر دو مایلند حملات نظامی را علیه تأسیسات هستهای ایران انجام دهند، اما باید دید قادر به انجام آن هستند؟. دولت ترامپ در این تصور است که با انجام تمرینهای هوایی مشترک با اسرائیل که در آن یک بمبافکن آمریکایی B-52 – قادر به حمل بمبهایی است که میتواند به تأسیسات هستهای زیرزمینی ایران نفوذ کند – و هواپیماهای F-15I و F-35I اسرائیل «هماهنگی عملیاتی برای مقابله با تهدیدات منطقهای را تمرین کرده اند»، این پیام را که آماده ضربه زدن به برنامه هستهای ایران است، تقویت می کند، غافل از اینکه ایران، اکنون آن کشور بی دست و پای جنگ با عراق در دهه ۱۹۸۰ نیست و با چند مورد حمله موشکی علیه تروریست های داعشی در منطقه خودمختار کردستان، حمله به عین الزور، دو مرحله عملیات پهبادی و موشکی علیه اسرائیل، این موضوع را اثبات کرده، و امروزه یکی از قدرتهای نظامی منطقه ای و حتی جهانی است.
ایالات متحده همچنین با تجدید کمپین “فشار حداکثری” تحریم های خود علیه اقتصاد در حال مبارزه این کشور و وعده اجرای قوی آنها، تلاش دارد از نظر اقتصادی ایران را تحت فشار قرار دهد. به عنوان مثال، دولت ترامپ نشان داده است که قصد دارد با دنبال کردن شبکه کشتیهایحمل نفت و شرکتهای ثانویه که چین و ایران در چهار سال گذشته برای دور زدن تحریمهای ارسال نفت ایران به چین ایجاد کردهاند، خلأهای موجود در رژیم تحریمها علیه ایران را ببندد.
حمایت ایالات متحده از ادامه جنگ در غزه احتمالاً روابط با عربستان سعودی، امارات متحده عربی و سایر کشورهای حاشیه خلیج فارس را که جمعیت آنها اکثراً از فلسطینیها حمایت میکنند و از تلفات گسترده فلسطینیها و ویرانی بیشتر غزه وحشت دارند، تیره خواهد کرد. این امر ایجاد یک جبهه متحد برای سیاست آمریکا در قبال ایران را نیز، پیچیده تر می کند. علاوه بر این، در حالی که جنگ ادامه دارد، ایالات متحده قادر نخواهد بود به هدف دلخواه خود برای میانجیگری عادی سازی عربستان و اسرائیل ادامه دهد، زیرا سعودی ها به صراحت اعلام کرده اند که تا زمانی که جنگ ادامه دارد، به چنین اقدامی فکر نخواهند کرد – و تعهد اسرائیل به تشکیل کشور نهایی فلسطین را ندارند.
بنابراین، در حالی که دولت ترامپ بسیاری از عناصر یک استراتژی منسجم در قبال خاورمیانه را در اختیار دارد، سیاست آمریکا در قبال این منطقه ممکن است اشتباه کند. چگونه ممکن است این اتفاق بیفتد؟ برای شروع، سرکوب حوثی ها علیرغم یک کارزار نظامی طولانی مدت دشوار است. تهران ممکن است بلوف واشنگتن را با امتناع از مذاکره در مورد برنامه هستهای خود تا زمانی که ایالات متحده شروع به کاهش تحریمها کند، بخواند.
این سناریوها به نوبه خود می تواند کاخ سفید را وادار کند تا عملیات خود علیه حوثی ها را به طور قابل توجهی تشدید کند و به یک حمله نظامی بزرگ به ایران متوسل شود یا عقب نشینی کند و ضعیف به نظر برسد. تلاشها برای تقویت ثبات در لبنان و سوریه ممکن است از بین برود و هر دو کشور را در برابر جبهه مقاومت و حزبالله آسیبپذیر کرده و غزه نیز می تواند یک باتلاق بلندمدت برای اسرائیل و یک منبع مهم اصطکاک باشد که مانع از تلاش های ایالات متحده برای ایجاد همکاری قوی تر با شرکای خود در منطقه می شود. به اعتبار تیم ترامپ، ورود با یک برنامه، همیشه بر جایگزین ارجحیت دارد. اما موفقیت در خاورمیانه مستلزم سازگاری با رویدادهایی است که به سرعت در حال تغییر هستند. اگر همه چیز شکست بخورد – وضعیتی که تقریباً همه دولت های قبلی ایالات متحده در آن قرار داشتند – تیم ترامپ باید بداهه بپردازد.
میلیاردها درآمدی که ایران از فروش نفت به چین به دست آورده است، راه نجاتی برای اقتصاد ایران بوده و به این کشور، کمک کرده است تا در برابر فشار برای مصالحه بر سر برنامه هسته ای خود مقاومت کند. سوریه و لبنان: ثبات در سوریه و لبنان، به مقابله با ایران کمک می کند حتی در حالی که دولت ترامپ درگیر اقدام نظامی در یمن و تهدید علیه ایران است، مقامات آمریکایی بی سر و صدا به دنبال ارتقای ثبات در سوریه و اطمینان از عدم شکست توافق آتش بس در لبنان بوده اند.
مقامات نظامی ایالات متحده نقش مهمی در میانجیگری توافقنامه ۱۰ مارس بین دولت جدید سوریه و نیروهای دموکراتیک سوریه به رهبری کردها، متحد ایالات متحده در مبارزه با دولت اسلامی عراق و الشام (داعش) داشتند. این توافق گام مهمی در جهت ادغام کردها در ارتش جدید سوریه است که با رفع خطر درگیری با کردها به ثبات دولت جدید سوریه کمک خواهد کرد. اگر دولت ترامپ بخواهد به منابع مهم انرژی در شمال سوریه دسترسی پیدا کند و هدف خود برای بازگرداندن کنترل بر تمام خاک سوریه را پیش ببرد، این امر ضروری است. برای ایالات متحده، این توافق خطر بیثباتی در سوریه را کاهش میدهد که میتواند فرصتی را برای ایران و گروههای مقاومتی برای شروع بازسازی حضور نظامی در آنجا یا استفاده از سوریه به عنوان مسیری برای ارسال سلاح به لبنان برای استفاده حزبالله ایجاد کند.
این توافق همچنین به کردها و گروههای همپیمان آنها اجازه میدهد به همکاری با نیروهای آمریکایی در شرق سوریه برای مقابله با تهدید داعش ادامه دهند، داعشی که خود دست پرورده آمریکا بوده و به دنبال استقرار مجدد خود در نزدیکی مرز سوریه و عراق می باشد و در دو سال گذشته حملات خود را افزایش داده است. به طور مشابه، در لبنان، یک نماینده ایالات متحده قصد دارد مقامات لبنانی و اسرائیلی را برای حل و فصل مسائل باقی مانده بین دو کشور که مانع اجرای کامل توافق آتش بس در نوامبر ۲۰۲۴ شده است، گرد هم آورد. اهداف آمریکا سه گانه است: اول، ایالات متحده مایل است اختلافات مداوم بر سر مرز اسرائیل و لبنان را حل و فصل کند.
دوم، آمریکا میخواهد استقرار کامل نیروهای مسلح لبنان (LAF) و نیروهای حافظ صلح سازمان ملل در جنوب لبنان را برای جلوگیری از استقرار مجدد حزبالله تسهیل کند. سوم، ایالات متحده می خواهد مطمئن شود که شرایط برای عقب نشینی نیروهای اسرائیلی از ۵ موضعی که در حال حاضر در جنوب لبنان اشغال کرده اند برای محافظت از اسرائیلی هایی که به خانه های خود در شمال اسرائیل باز می گردند، فراهم است. وزارت امور خارجه ایالات متحده برای تقویت توانایی نیروهای ارتش برای دفاع از خود در مواجهه با تهدیدهای حزب الله و نشان دادن اعتماد ایالات متحده به رئیس جمهور جدید جوزف عون و نخست وزیر نواف سلام، استثنایی را برای توقف کمک های خارجی ایالات متحده به منظور تأمین ۹۵ میلیون دلار بودجه برای نیروهای مسلح لبنان (LAF) تصویب کرده است.
تلاشهای ایالات متحده برای جلوگیری از شکست توافق آتشبس و تقویت رهبران و نهادهای لبنانی، نشاندهنده این است که چنین گامهایی برای جلوگیری از بازگشت حزبالله و ایران، مهم هستند. غزه: حمایت آمریکا از اسرائیل تلاشهای جبهه مقاومت را تضعیف میکند. در مقابل، وقتی صحبت از غزه به میان میآید، حمایت دولت ترامپ از تصمیم نتانیاهو، در واقع برای از سرگیری جنگ، احتمالاً علیه هدف بزرگتر آن، یعنی برای مقابله با ایران می باشد.
حملات هوایی گسترده اسرائیل به حماس و بازگرداندن نیروی زمینی به منطقه محصور در این هفته، که با حمله موشکی حماس به تل آویو به دنبال آن انجام شد، خطر ایجاد درگیری بی پایان با حماس را به دنبال دارد. همانطور که قبلاً در اعتراضات خیابانی در روزهای اخیر مشهود است، با توجه به مخالفت گسترده در میان اسرائیلی ها برای از سرگیری درگیری، این درگیری مجدد، احتمالاً اختلافات داخلی در اسرائیل را نیز تشدید خواهد کرد. به نوبه خود، این تنش و از سرگیری جنگ توسط نتانیاهو در غزه، این خطر را دارد که اسرائیل را از تمرکز بر نحوه برخورد با ایران منحرف کند.
نتانیاهو ممکن است به دنبال تداوم جنگ باشد تا از یک حسابرسی سیاسی با مردم اسرائیل در مورد مسئولیت تصور شده او در قبال شکستهای امنیتی که منجر به حمله هولناک حماس در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ به اسرائیل شد، جلوگیری کند. در حال حاضر، ادامه جنگ او را در قدرت نگه می دارد، زیرا اعضای راست افراطی ائتلاف، نتانیاهو را تهدید کرده اند که در صورت پایان دادن به جنگ با حماس که هنوز در غزه قدرت دارد، دولت او را ترک خواهند کرد و احتمالاً باعث فروپاشی آن می شود.
مطلب ارسالی توسط دکتر اسدالله غلامپور
انتهای پیام/