۱. پایان دادن به جنگ ها: آتش بس شکننده بین اسرائیل و حماس و حزب الله، ترامپ چند روز پس از توافق آتشبس و آزادی گروگان بین اسرائیل و حماس و دو ماه پس از کمک دولت بایدن به برقراری آتشبس در لبنان بین حزبالله و اسرائیل وارد کار شد. اجرای هر دو قرارداد ناقص است و تنش ها بین حماس و اسرائیل بار دیگر افزایش یافته است زیرا هر دو طرف ادعای نقض و تاخیر دارند. ترامپ گفت در صورتی که حماس آزادی گروگان ها را به تعویق بیندازد، از اسرائیل می خواهد تا شنبه آینده به آتش بس پایان دهد و گفت: «همه جهنم خواهد شد». ایالات متحده به همکاری در پشت صحنه با مصر و قطر در این جبهه ادامه می دهد تا به پیشبرد اجرای این توافق پیچیده سه مرحله ای کمک کند.
۲. ایران: هنوز جهت استراتژیک مشخصی وجود ندارد. درست قبل از دیدار با بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل در اوایل ماه جاری، ترامپ یک یادداشت ریاست جمهوری امنیت ملی به نام NSPM-2 را امضا کرد که هدف آن ارسال این پیام است که رئیس جمهور ایالات متحده در حال بازگشت به لفاظی و رویکرد “فشار حداکثری” دوره اول خود است. با این حال، این تفاهم نامه نشان دهنده تغییر در سیاست نیست، زیرا هیچ تحریم جدید یا محدودیت دیگری مانند کنترل صادرات بر ایران وجود ندارد. بلکه به نهادهای امنیت ملی ایالات متحده دستور می دهد تا از مقامات موجود استفاده کنند و اقداماتی را با هدف ایجاد فشار اقتصادی بیشتر بر رژیم ایران اعمال کنند. در همان زمان، ترامپ به تلگراف ادامه داد که همچنان به توافق با ایران علاقه مند است و راه دیپلماسی که به دنبال حل مسائل باقی مانده در مورد برنامه هسته ای ایران و سایر موضوعات است، باز است. هنوز خیلی زود است که بتوان هیچ جهت روشنی را در استراتژی احتمالی ترامپ در ایران تشخیص داد.
بنابراین، دولت ترامپ باید به دنبال راه هایی برای هماهنگی نزدیک با شرکای کلیدی خاورمیانه در پرداختن به این مسائل باشد، همانطور که در گزارش اخیر موسسه خاورمیانه استدلال می شود. علاوه بر موضوع مهم هسته ای، نقش ایران در سراسر منطقه در مناطقی مانند عراق و یمن همچنان یک نگرانی کلیدی برای آمریکا و شرکای خاورمیانه ای آن است.
۳. کمک های ترامپ متوقف شد و علیه نهادهای امنیت ملی خود آمریکا حرکت کرد. سومین عاملی که در حال حاضر بر توانایی آمریکا برای شکلدهی و تأثیرگذاری بر رویدادها تأثیر میگذارد، اقدامات ترامپ برای توقف کمکهای خارجی، حذف آژانس توسعه بینالمللی ایالات متحده (USAID) و اقدامات احتمالی آتی وزارت کارآمدی دولت (DOGE) در وزارت خارجه، پنتاگون، آژانسهای اطلاعاتی و وزارت بازرگانی است. نبردهای حقوقی و سیاسی در داخل آمریکا بر سر این اقدامات تهاجمی تازه آغاز شده است، اما تأثیر آن بر توانایی این کشور برای قدرت نمایی و تأثیرگذاری بر تحولات خاورمیانه از قبل احساس شده است.
4. ناسیونالیسم اقتصادی یکجانبه: تعرفه ها و جنگ های تجاری می تواند اثرات سرریز در خاورمیانه داشته باشد. کشورهای خاورمیانه همسو با ترامپ، از نزدیک سیاستهای اقتصادی در حال توسعه دولت ترامپ مانند اعمال تعرفهها علیه متحدان ایالات متحده مانند کانادا و هدف قرار دادن شرکای خود در دیگر مناطق جهان مانند آسیا را دنبال میکنند. واکنش اصلی این است که ایالات متحده سیگنال بسیار متفاوتی درباره نقش آینده خود در اقتصاد جهانی ارسال مینماید و این میتواند کشورهای خاورمیانه را به دنبال راههایی برای تنظیم مجدد روابط اقتصادی و تجاری خود در طول زمان سوق دهد. ترامپ تعرفههای فولادی را معرفی کرد و کشورهایی که مستقیماً تحت تأثیر قرار میگیرند شامل کانادا، مکزیک و برزیل میشوند، اگرچه به نظر میرسد هدف کلی ضربه زدن به چین، بزرگترین تولیدکننده فولاد در جهان است. برخی از تحلیلگران می گویند که چندین کشور خاورمیانه مانند بحرین، امارات متحده عربی، قطر، عربستان سعودی و عمان نیز ممکن است از این تعرفه های خاص آسیب ببینند، اما ممکن است تاثیر آن محدود باشد. با این وجود، این فتنههای آغازین در مورد سیاست اقتصادی جهانی، همراه با برخی سیگنالهایی که ترامپ در مورد سیاست انرژی ارسال کرده است، در بحثهای روز در خاورمیانه، جایی که بسیاری از کشورها به دنبال تغییر مدلهای اقتصادی خود و ادغام بیشتر با اقتصادهای جهانی و منطقهای هستند، مورد توجه است. مرکز ثقل در هفتههای اولیه روی کار آمدن ترامپ به شدت بر مسائل نزدیکتر به خانه متمرکز است و هر روز درام جدیدی را تولید میکند که برای برهم زدن ساختارهای موجود و ایجاد نتایج متفاوت طراحی شده است. تاکنون، با وجود سفرهای اخیر رهبران اسرائیل و اردن و رویدادهای جاری در منطقه، خاورمیانه هنوز در راس برنامه سیاست گسترده تر قرار گرفته است.
برداشت آزاد از: me.edu/publications/act-1