گفتوگوی اختصاصی «امین صادقی» با سید علیرضا علوی، فعال حوزه سیاست، مدیریت و اقتصاد
در قلب آفریقا، جایی که دارفور بار دیگر در آتش جنگ میسوزد، نام امارات متحده عربی بیش از هر کشور دیگری تکرار میشود؛ کشوری ثروتمند در خلیج فارس که پشت درهای بسته، سوخت اصلی نبرد سودان را تأمین میکند. بدون پهپادهای چینی، موشکها و پول امارات، نیروهای پشتیبانی سریع (RSF) در همان هفتههای نخست از پا درمیآمدند. اما امروز آنان شهر الفاشر را تصرف کردهاند، بیمارستانها را با خاک یکسان ساختهاند و هزاران غیرنظامی را قتلعام کردهاند؛ در حالی که دبی همچنان در نور طلا میدرخشد.
علوی در این گفتوگو توضیح میدهد که این حمایتها هرگز رایگان نیست. سودان از بزرگترین تولیدکنندگان طلای آفریقاست و طلای دارفور، از مسیر شبکههای قاچاق به دبی میرسد. بازارهای طلای امارات سالانه میلیاردها دلار سود از این جریان بهدست میآورند و در ازای آن، RSF تسلیحات و منابع مالی دریافت میکند. به همین دلیل، بسیاری از کارشناسان این طلا را «طلای خون» مینامند؛ ثروتی که از میان اجساد و ویرانهها عبور میکند تا در vitrines جواهرفروشیهای خلیج، به جواهر بدل شود.
علوی ادامه میدهد که طلا تنها انگیزه این مداخله نیست. سودان بیش از هفتصد کیلومتر ساحل بکر در دریای سرخ دارد؛ جایی که امارات رؤیای تسلط بر گذرگاه راهبردی بابالمندب را در سر میپروراند. به همین منظور، میلیاردها دلار سرمایهگذاری در ساخت بنادر و پروژههای ساحلی سودان انجام شده است. اگر RSF بتواند شرق کشور را نیز تحت کنترل بگیرد، این بنادر عملاً به دست ابوظبی خواهد افتاد—و آنزمان، امارات بر یکی از حیاتیترین دروازههای تجارت جهانی مسلط میشود.
علوی در بخش دیگری از گفتوگو تأکید میکند:
«سودان زمینهای حاصلخیزی دارد که امارات ندارد. برای کشوری که بیش از ۹۰ درصد مواد غذاییاش را وارد میکند، مزارع سودان همان نان آینده هستند. شرکتهای اماراتی هزاران هکتار زمین کشاورزی در سودان خریداری کردهاند و RSF امنیت این مزارع را تضمین میکند؛ گندمی که در دارفور کشت میشود، در دبی به نان بدل میگردد.»
پشت این همه، رقابتی خاموش میان قدرتهای عربی جریان دارد؛ جایی که عربستان از ارتش رسمی سودان حمایت میکند و امارات پشت نیروهای RSF قرار گرفته تا نفوذ ریاض را در آفریقا کاهش دهد. این جنگ نیابتی، سودان را به میدان رویارویی سیاستهای خلیج بدل کرده است. در همین حال، ابوظبی که دشمن سرسخت جریانهای اسلامگرا و دموکراسیهای مردمی است، از حکومت نظامی خارطوم پشتیبانی میکند و مانع بازگشت دولت مدنی میشود. سقوط دولت مردمی در سال ۲۰۲۱ و تداوم خونریزیهای امروز، هر دو با حمایت سیاسی و مالی امارات پیوند خوردهاند.
اما جهان همچنان سکوت کرده است. آمریکا نمیخواهد پایگاه نظامیاش در خاک امارات را از دست بدهد؛ اروپا از تحریم طلای دبی چشم پوشیده؛ و سازمان ملل تنها با عباراتی چون «نگرانی عمیق» واکنش نشان میدهد—در حالی که بیش از صد بیمارستان هدف بمباران قرار گرفتهاند. هر کیلو طلا، هر پرواز تسلیحاتی، و هر سکوت دیپلماتیک، حلقهای در زنجیره یک تراژدی انسانی است.
سید علیرضا علوی در پایان گفت:
«امارات شاید در ظاهر کشوری مدرن، امن و ثروتمند باشد؛ اما در سایه برجهای درخشانش، جنگی را تغذیه میکند که هر روز هزاران کودک، مادر و انسان بیدفاع را میبلعد. دارفور میسوزد تا دبی طلایی بماند.»
